<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات</title>
    <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/</link>
    <description>پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>پژوهش مفهومی: چیستی، چرایی و تبیین ارزشمندی آن</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_734304.html</link>
      <description>پژوهش مفهومی و رویکردهای مرتبط با آن تا کنون به طور جدی مورد توجه پژوهشگران داخلی قرار نگرفته &amp;amp;nbsp;و مقاله یا کتابی فارسی به این مهم نپرداخته است. غالب شدن پژوهشهای تجربی و پیمایشی، آنهم با رویکرد پوزیتیویستی، در بسیاری از محافل دانشگاهی مانع از شناخته شدن و گرایش به پژوهشهای مفهومی شده است. بسیاری از مجله های علمی نیز اینگونه پژوهش ها را در زمره پژوهشهای متعارف، و مقاله های برگرفته از آنها را مقاله های &amp;amp;laquo;ترویجی&amp;amp;raquo; یا &amp;amp;laquo;مروری&amp;amp;raquo; به شمار می آورند و مایل به انتشار آنها نیستند. در نوشته حاضر تلاش شده است تا ضمن تعریف چیستی و چرایی پژوهش مفهومی، جنبه هایی چون ارزشمندی، گوناگونی، گامها و رویکردهای انجام آن معرفی شود. همچنین، چارچوب و الزامات یک پژوهش مفهومی که می تواند روشمندی و ارزش کاربردی آن را (بویژه در حوزه های علوم انسانی، اجتماعی، و همچنین علوم و فناوری اطلاعات) نشان دهد توضیح داده شده است. پیشنهاد نوشته حاضر آنست که نظام آموزش عالی، معاونت‌های پژوهشی دانشگاهها، کمیته های تخصصی ارتقاء، گروه های آموزشی و مجله های علمی-پژوهشی این گونه پژوهش را ارج‌گذاری کنند و به رسمیت بشناسند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل مرور اطلاعات کاربران در کتابخانه‌های دیجیتال: ارائه مدل تلفیقی از نظریه چنگ و یافته‌های تجربی</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_735599.html</link>
      <description>هدف: کتابخانه‌های دیجیتال به عنوان نظام‌های اطلاعاتی کاربرمحور، نقش تعیین‌کننده در شکل‌دهی به رفتار جستجو و مرور کاربران دارند. رفتار مرور به عنوان مکملی ضروری برای جستجوی اطلاعات، نه تنها مسیری جایگزین برای دستیابی به اطلاعات است، بلکه سازوکاری کلیدی برای کشف اتفاقی است. بر همین اساس، این پژوهش با شناسایی ابعاد مختلف رفتار مرور در بستر کتابخانه دیجیتال مدلاین پلاس به بسط و اعتبارسنجی نظریه مرور چنگ در محیط‌های اطلاعاتی دیجیتال می‌پردازد.روش پژوهش: پژوهش حاضر یک مطالعه کاربردی و از نظر شیوه گردآوری و تحلیل داده‌ها، یک پژوهش با رویکرد آمیخته است. رویکرد آمیخته در این پژوهش از نوع اکتشافی متوالی است؛ بدین معنا که ابتدا داده‌های کیفی گردآوری و تحلیل شدند تا یک مدل اولیه شکل گیرد، سپس این مدل با استفاده از داده‌های کمّی (دلفی) اعتبارسنجی گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل 60 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری رشته‌های علوم پزشکی در چهار دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، تهران، شیراز و مشهد بود که با رویکرد نمونه‌گیری دومرحله‌ای انتخاب شدند. این رویکرد شامل نمونه‌گیری خوشه‌ای اولیه از دانشگاه‌ها و سپس انتخاب تصادفی ۱۵ شرکت‌کننده از هر دانشگاه بود. ابعاد مختلف مرور کاربران پژوهش بر اساس ابعاد نظریه مرور چنگ و با استفاده همزمان از سه روش مشاهده مستقیم و ضبط صفحه نمایش، پروتکل بلنداندیشی و مصاحبه نیمه‌ساختاریافته گردآوری و تحلیل شد. یک مدل اولیه از مرور اطلاعات در کتابخانه دیجیتال ترسیم گردید و در قالب یک پرسشنامه ساختاریافته طراحی و طی سه دور متوالی به اعضای پنل دلفی ارسال شد، این فرآیند تا حصول اجماع کافی (میانگین امتیاز &amp;amp;ge; ۴ و ضریب کندال &amp;amp;ge; 7/0) برای تمام مؤلفه‌های مدل ادامه یافت و در نهایت مدل نهایی مرور اطلاعات در کتابخانه دیجیتال تصویب شد.یافته‌ها: در این پژوهش، پنج بعد برای مرور اطلاعات کاربران در وب‌گاه مدلاین پلاس کتابخانه ملی پزشکی آمریکا شناسایی شد. این ابعاد تلفیقی از ابعاد چهارگانه نظریه مرور چنگ و بعد دیجیتال حاصل از یافته‌های تجربی پژوهش حاضر بود. یافته‌های پژوهش نشان داد که بعد رفتاری مرور در محیط دیجیتال، به شدت متکی بر حرکات عینی (پیمایش عمودی و افقی) است و انگیزه‌های جدیدی شناسایی شدند که حاصل پویایی و قابلیت‌های خاص بستر دیجیتال هستند. همچنین حدود 87 درصد از کاربران با قصد شناختی نسبتاً مشخص وارد فرآیند مرور می‌شدند که این یافته در کنار فراوانی بالای مرور تصادفی، مفهوم اکتشاف هدفمند را معرفی می‌کند.نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان داد که مرور اطلاعات در کتابخانه‌های دیجیتال، پدیده‌ای بسیار پیچیده‌تر و چندبعدی‌تر از آن است که بتوان آن را صرفاً با مدل‌های سنتی تبیین کرد. بستر دیجیتال نه تنها یک بستر برای رفتار منفعل اطلاع‌یابی، بلکه عاملی فعال و شکل‌دهنده به رفتار مرور است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل مؤثر بر اثربخشی دوره‌های آموزشی کوتاه مدت پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران(ایرانداک)</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_734300.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف &amp;amp;laquo;شناسایی عوامل مؤثر بر اثربخشی دوره‌های آموزشی کوتاه‌مدت پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران&amp;amp;raquo; انجام شده است. روش پژوهش در توصیف آزمودنی‌ها و پاسخ به سئوالات، پیمایشی و در پیش‌بینی متغیرها از تحلیل عاملی اکتشافی از نوع تجزیه به مؤلفه‌های اصلی است و جامعه آماری، شامل تمامی دانش‌پذیران دوره‌های آموزشی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران به تعداد 1475 نفر بوده است و تعداد 305 نفر به‌روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شده‌اند. ابزار پژوهش، پرسشنامه‌های محقق‌ساخته شامل اطلاعات شخصی و آکادمیک، پرسشنامه اهداف دوره آموزشی قبل از حضور در دوره (سنجش سطح مهارت و یا دانش) و بعد از حضور در دوره (سنجش سطح مهارت و یا دانش) و پرسشنامه عوامل تأثیرگذار در اثربخشی دوره آموزشی بوده است. روایی این پرسشنامه با اجرای آزمایشی و از نوع محتوایی بود و از طریق قضاوت خبرگان به‌ دست آمده است. همچنین پایایی پرسشنامه، از طریق ضریب آلفای کرونباخ 94/0 به دست آمد. برای پردازش آماری از نرم‌افزار SPSSv22 و برای آزمون فرضیه‌های پژوهش نیز از روش تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون رگرسیون استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که با توجه به مقدار ضرایب تأثیر عامل‌ها می‌توان گفت اولویت اول تأثیرگذاری عبارت‌اند از: 1) اهداف دوره آموزشی، 2) امور اداری و پشتیبانی اجرای دوره، 3) تناسب فضا، مواد و تجهیزات آموزشی با اهداف، 4) کیفیت محتوای دوره آموزشی و تناسب آن با اهداف، 5) دانش، نگرش و مهارت‌های تدریس و کلاس‌داری مدرس، و 6) ارزشیابی و ارائه بازخورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شاخص‌ها و سنجه‌های کلیدی عملکرد داشبورد پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها در ایران: مطالعه موردی پایگاه اطلاعات علمی ایران (گنج)</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_733817.html</link>
      <description>پایگاه اطلاعات علمی ایران (گنج) صدها هزار پیشینه دارد و از بزرگ‌ترین گنجینه‌های علمی کشور به شمار می‌آید. بهره‌برداری بهینه از این پایگاه می‌تواند از راه تحلیل اطلاعات و ارائه بازنمونی از عملکرد علمی و پژوهشی ذینفعان و با داشبوردهای سازمانی انجام شود. پایگاه‌هایی همانند &amp;amp;laquo;گنج&amp;amp;raquo; نیاز به داشبوردهایی دارند که مؤسسه‌های آموزشی و پژوهشی بتوانند از طریق آنها عملکرد علمی و پژوهشی خود را پایش و ارزیابی کنند. این پژوهش با هدف شناسایی نیازمندی‌های طراحی داشبورد سازمانی در پایگاه اطلاعات علمی ایران (گنج) انجام شد. برای دستیابی به این هدف، نخست نوشته‌های علمی و حرفه‌ای مرتبط با موضوع پژوهش مطالعه و داشبوردهای سازمانی مشابه در ایران و جهان بررسی شده‌اند و سپس، با کلیدی‌ترین کنشگران در این زمینه (همانند پژوهشگران، سیاست‌گذاران، معاونان پژوهشی، و روسای کتابخانه‌های مرکزی) مصاحبه‌هایی ترتیب داده شد و دیدگاه‌های آنها به شکلی نظام‌مند تحلیل و کدگذاری شدند. سرانجام، در یک گروه کانونی، شاخص‌ها و سنجه‌های به دست آمده اعتباریابی و نهایی شدند. یافته‌های پژوهش نشان دادند که شاخص‌های مورد توجه اعضای پنل برای پایش عملکرد در هشت دسته فراگیر مورد تأیید اعضاء قرار گرفت. این هشت دسته دربرگیرنده شاخص‌های کمیت پژوهش؛ کیفیت پژوهش؛ اخلاق‌مداری؛ دگرسنجی؛ جوایز؛ برونداد برگرفته؛ تجاری‌سازی؛ و نوع پژوهش بود. بر پایه دیدگاه اعضای پنل، همه شاخص‌ها و سنجه‌ها به‌جز شاخص اخلاق‌مداری و سنجه درصد همانندی (همانندجویی) در سطح عمومی می‌توانند در دسترس باشند. در شاخص اخلاق‌مداری، سنجه درصد همانندی (همانندجویی) از دیدگاه اعضای پنل به این دلیل که جنبه عمومی آن اهمیت ندارد، گزارش‌های آن لازم است در سطوح بالاتر دسترس‌پذیر باشد. در پایان نیز مدل مفهومی نیازمندی‌های طراحی داشبورد سازمانی برای این پایگاه ترسیم شد. نتایج این پژوهش می‌تواند به کار طراحان و سیاست‌گذاران پایگاه اطلاعات علمی ایران &amp;amp;laquo;گنج&amp;amp;raquo; و همچنین مدیران واسپارگاه‌های سازمانی در مؤسسه‌های آموزشی و پژوهشی گوناگون آید. باید توجه داشت که شاخص‌های معرفی شده در این پژوهش به خودی خود نمی‌توانند دید درست و دقیقی دربارۀ ارزیابی مؤسسه‌ها به دست دهند و تفسیر و توضیح نتایج آنها باید در کانون توجه باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی چارچوب ملی سنجش تعالی پژوهش در ایران با رویکرد سنتز چارچوب</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_732293.html</link>
      <description>تعالی پژوهش به‌عنوان یکی از ارکان اصلی پیشرفت علمی و توسعه پایدار در جوامع مدرن شناخته می‌شود. هدف این پژوهش، طراحی چارچوب ملی سنجش تعالی پژوهش در ایران است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی، و از نظر روش، جزء مطالعات توصیفی و پیمایشی محسوب می‌شود. در این مطالعه با تحلیل الگو‌های ملی ارزیابی پژوهش و تجربه‌های سایر کشورهای پیشرو، چارچوب سنجش تعالی پژوهش متناسب با بافتار خاص ایران، نظرات خبرگان، و مبتنی‌بر سیاست‌ها و اسناد بالادستی حوزه علم و فناوری ارائه شد. به‌منظور رتبه‌بندی مؤلفه‌ها و شاخص‌های استخراج و تأییدشده، از تکنیک تحلیل سلسله‌مراتبی استفاده شد. ابعاد شناسایی‌شده شامل تأثیر خارج از دانشگاه (43 درصد)، اخلاق و هویت ملی-اسلامی (22 درصد)، شبکه‌پژوهی و تعاملات (17 درصد)، کیفیت پژوهشی و نوآوری (11 درصد) و محیط و ظرفیت پژوهشی (7 درصد) است. هر کدام از این ابعاد، مؤلفه‌های متفاوتی را شامل شدند که در کیفیت پژوهشی و نوآوری، اصالت و نوآوری، اهمیت علمی، دقت علمی، ارزیابی کیفی مطرح بود. در بُعد تأثیر خارج از دانشگاه تأثیر اجتماعی، سیاستی و مدیریتی، فرهنگی، تأثیر بر تمدن نوین اسلامی، تأثیر اقتصادی، عدالت و فراگیری و ارزیابی کیفی و در بُعد محیط و ظرفیت پژوهشی، زیرساخت پژوهشی، پویایی پژوهشی، پایداری پژوهشی و ارزیابی کیفی شناسایی شدند. در بُعد اخلاق و هویت ملی-اسلامی، اخلاق پژوهشی، هویت ملی و ارزیابی کیفی و در بُعد شبکه‌پژوهی و تعاملات، همکاری‌های داخلی، همکاری‌های بین‌المللی، ترویج علم و فناوری و ارزیابی کیفی مورد توجه بود. شاخص‌های برتر که مأموریت اصلی پژوهش را هدف قرار دادند، شامل شناسایی و حل مسایل واقعی جامعه، تولید دانش اصیل، اختراعات و جوایز، استنادات از کشورهای اسلامی و شبکه‌سازی علمی پویا بود. مطابق یافته‌ها، تأثیر خارج از دانشگاه نسبت به سایر ابعاد وزن بسیار بالاتری دارد. این مورد نشان‌دهنده اولویت قوی ایران برای حل مسایل داخلی و پاسخگویی به نیازهای جامعه تحت تأثیر تحریم‌ها و چالش‌های اقتصادی است. &amp;amp;laquo;تأثیر اجتماعی و کاربردی&amp;amp;raquo; مهم‌ترین شاخص شناخته شد و نشان‌دهنده تغییر پارادایم از &amp;amp;laquo;پژوهش برای پژوهش&amp;amp;raquo; به سمت &amp;amp;laquo;پژوهش برای حل مسئله&amp;amp;raquo; است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیستم‌های پرسش و پاسخ محاوره‌ای برای زبان‌های کم‌منبع: چارچوب جدید تقویت‌شده با مدل‌های زبانی بزرگ</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_733816.html</link>
      <description>سامانه‌های پرسش و پاسخ محاوره‌ای با ظهور مدل‌های زبانی بزرگ به طور قابل توجهی تکامل یافته‌اند ؛ با این حال، این پیشرفت‌ها عمدتاً به نفع زبان‌های پرمنبع بوده و زبان‌های کم‌منبع را نادیده گرفته‌اند. این مقاله چارچوب نوین تقویت‌شده با مدل‌های زبان بزرگ را معرفی می‌کند که به طور خاص برای پر کردن این شکاف زبانی طراحی شده است. معماری پیشنهادی دارای شش مؤلفه است: &amp;amp;laquo;پردازش ورودی&amp;amp;raquo; برای مدیریت ویژه‌ی زبان، &amp;amp;laquo;هسته مدل‌ زبانی بزرگ تطبیق‌پذیر&amp;amp;raquo; ، &amp;amp;laquo;بهبود دانش&amp;amp;raquo; برای نگاشت بین زبانی، &amp;amp;laquo;مدیریت زمینه&amp;amp;raquo; برای راهبری کارآمد محاوره، &amp;amp;laquo;تولید پاسخ&amp;amp;raquo; همراه با انطباق فرهنگی، و &amp;amp;laquo;بازخورد انسانی&amp;amp;raquo; برای بهبود مستمر. برخلاف رویکردهای موجود، این چارچوب ملاحظات فرهنگی و زبانی را در سرتاسر فرایند پردازش لحاظ می‌کند. برای اعتبارسنجی این چارچوب، از یک ارزیابی کیفی از طریق گروه متمرکز متشکل از پنج متخصص پردازش زبان طبیعی استفاده شد. نتایج ارزیابی متخصصان، اثربخشی چارچوب پیشنهادی را در پرداختن به چالش‌های اساسی زبان‌های کم‌منبع، از جمله محدودیت داده، پیچیدگی‌های صرفی و ظرافت‌های فرهنگی، تأیید کرد. متخصصان به‌طور ویژه، رویکرد نوآورانه چارچوب در &amp;amp;laquo;پردازش فرهنگی یکپارچه&amp;amp;raquo; ، &amp;amp;laquo;کارایی منابع&amp;amp;raquo; از طریق مدیریت بهینه زمینه ، و &amp;amp;laquo;معماری ماژولار و مقیاس‌پذیر&amp;amp;raquo; را به عنوان دستاوردهای کلیدی برجسته ساختند. این پژوهش نشان می‌دهد که ادغام بازخورد انسانی و انطباق فرهنگی در یک معماری کارآمد، راه‌حلی عملی برای توسعه سیستم‌های پرسش و پاسخ محاوره‌ای در زبان‌های کم‌منبع ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترجمان دانش در پژوهش‌های آکادمیک: مطالعه موردی دانشگاه‌های ایران</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_731626.html</link>
      <description>با حرکت جهان به سمت اقتصاد مبتنی‌بر دانایی، دانش و مدیریت آن به عاملی حیاتی در حفظ قدرت رقابتی سازمان‌ها و صنایع تبدیل شده است. در این راستا، بررسی فرایند ترجمان دانش در دانشگاه‌ها و صنایع از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف سنجش وضعیت ترجمان دانش پژوهشگران دانشگاه‌های ایران (شهید چمران اهواز، لرستان، هرمزگان، و خلیج فارس بوشهر) انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع پیمایشی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه پژوهش 285 عضو هیئت علمی دانشکده‌های مهندسی از چهار دانشگاه‌ شهید چمران اهواز، خلیج فارس بوشهر، لرستان، و هرمزگان بودند. گردآوری داده‌ها با استفاده از &amp;amp;laquo;پرسشنامه خودارزیابی فعالیت‌های ترجمان دانش پژوهشگران دانشگاهی&amp;amp;raquo; صورت گرفت که از 30 گویه در قالب چهار حیطة &amp;amp;laquo;سؤال پژوهش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تولید دانش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;انتقال دانش&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ترویج استفاده از شواهد&amp;amp;raquo; تشکیل شده است. در تحلیل داده‌های این پژوهش افزون‌بر شاخص‌های آمار توصیفی، از آزمون‌های‌ آماری ANOVA و تحلیل رگرسیون خطی استفاده شد. نمودارهای پراکنش نیز ترسیم شد. با توجه به یافته‌ها، میانگین نمره کل فرایند ترجمان دانش در دانشگاه‌های خلیج فارس بوشهر (93/19&amp;amp;plusmn;97/99) و لرستان (30/15&amp;amp;plusmn;80/99) بالاتر از دانشگاه‌های هرمزگان (49/21&amp;amp;plusmn;94/93) و شهید چمران اهواز (76/21&amp;amp;plusmn;55/93) است. همچنین در بین مؤلفه‌های مورد بررسی، بالاترین میانگین به مؤلفه &amp;amp;laquo;انتقال دانش&amp;amp;raquo; اختصاص داشت و کمترین میانگین نیز مربوط به &amp;amp;laquo;ترویج استفاده از شواهد&amp;amp;raquo; بود. همچنین‌ مشخص شد که تمامی مؤلفه‌های فرایند ترجمان دانش به‌طور معناداری در تبیین و پیش‌بینی عملکرد پژوهشگران نقش دارند (p&amp;amp;lt;0.001) و ضرایب استانداردشده (Beta) &amp;amp;nbsp;بیانگر آن است که مؤلفه انتقال دانش با ضریب 95/0 بیشترین تأثیر را بر عملکرد ترجمان دانش دارد و پس از آن به‌ترتیب، تولید دانش (90/0)، ترویج استفاده از شواهد (86/0)، و سؤال پژوهش (85/0) اثرگذار هستند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که ایجاد ارتباط نظام‌مند میان دانشگاه‌ها و بهره‌داران می‌تواند اثربخشی ترجمان دانش را افزایش داده و به بهبود تصمیم‌گیری‌های مبتنی‌بر شواهد در سطح ملی کمک کند. پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آتی با تمرکز بر ترجمان دانش در سازمان‌های اجرایی و صنایع با استفاده از ابزارهای بومی‌شده در بعد سازمانی انجام گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آمادگی شرکت‌های دانش‌بنیان پارک علم و فناوری کرمان برای به‌کارگیری تکنیک بارش فکری در نوآوری</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_732989.html</link>
      <description>هدف اصلی پژوهش، شناسایی آمادگی برای استفاده از تکنیک‌های بارش فکری برای نوآوری در شرکت‌های دانش‌بنیان در پارک علم و فناوری کرمان است. روش پژوهش، پیمایشی-توصیفی است. جامعه آماری شامل کارکنان شرکت‌های دانش‌بنیان تحت پوشش دانشگاه تحصیلات تکمیلی کرمان، متشکل از مدیران و کارشناسان، می‌باشد. در این مطالعه، ۵۵ نفر بر اساس در دسترس بودن و تمایل به مشارکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، پرسشنامه محقق‌ساخته بود. روایی پرسشنامه با استفاده از روش اعتبار صوری و پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ و آزمون تنصیف (دو نیمه‌سازی) تعیین شد. یافته‌های پژوهش، وضعیت مطلوبی را در مؤلفه‌های کلیدی مانند شناخت و دانش، امور مالی و بودجه، فناوری، نوآوری، بهره‌گیری کاربردی و منابع انسانی نشان داد. آمادگی سازمان برای اجرای تکنیک‌های بارش فکری در شرکت‌های دانش‌بنیان در پارک علم و فناوری کرمان نیز مطلوب ارزیابی شد. مشخص شد که نوآوری نقش مهمی در شکل‌دهی ساختار دانش ایفا می‌کند. نوآوری به دلایل مختلف اهمیت دارد، زیرا به شناسایی بهترین ایده‌ها و اجرای روش‌ها، تکنیک‌ها و فرآیندهای تخصصی مناسب برای تبدیل آنها به خدمات سودآور یا محصولات کارآمد کمک کرده و در نتیجه رشد اقتصادی را تقویت می‌کند. علاوه بر آن، مدیریت دانش و اشتراک‌گذاری دانش در بهبود جلسات بارش فکری و تقویت مزیت رقابتی شرکت‌های دانش‌بنیان نقش مهمی دارند. همچنین، مشخص شده است که دانش سازمانی خلاقیت را افزایش می‌دهد و می‌تواند برای راهبردهای آینده شرکت‌ها مورد استفاده قرار گیرد. با در نظر گرفتن چارچوب مدل فناوری-سازمان-محیط، از منظر نوآوری و تطابق با فناوری‌های نوین، نتایج نشان‌دهندة آن است که عامل شناخت و دانش بالاترین نقش را در نوآوری سازمانی دارد. همچنین نرم‌افزارها، سخت‌افزارها، زیرساخت، ابزارها، سیستم‌های اطلاعاتی، سامانه‌ها، شبکه‌ها، برنامه‌های کاربردی، شبکه‌های اجتماعی و خطوط پرسرعت اینترنت می‌تواند در تقویت بنیان‌های دانشی در شرکت‌های نقش موثری ایفاء کند. به کارگیری فن بارش فکری هم از لحاظ ارائه ایده‌های خلاقانه و هم در اجرای مناسب فرایندها و روش‌های تخصصی در جهت ارائة خدمت سازنده، و یا محصول کارآمد نقش مهمی در پیشرفت شرکت‌های دانش بینان دارد. پیشنهادها شامل: مشارکت اعضای سازمان در تصمیم‌گیری، ایجاد نظام پیشنهادات، برگزاری دوره‌های آموزشی برای پرورش خلاقیت و نوآوری، ایجاد پایگاه دانش برای به اشتراک گذاشتن تجربیات حرفه‌ای و نیز استفاده از مشوق‌های مالی و اخلاقی در شرکت‌ها می‌شود. با توجه به نقش مهم بارش فکری در ایجاد نوآوری و خلاقیت در شرکت های دانش‌بنیان، این پژوهش دارای اهمیت و ارائه یافته‌های نوین در این زمینه است. بر این اساس، به‌کارگیری مدل چارجوب فناوری-سازمان-محیط، در سنجش آمادگی بارش فکری در ایران از مزایای این پژوهش است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تدوین رهنمودهایی اخلاقی برای توسعه و استقرار سیستم‌های هوش مصنوعی</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_732291.html</link>
      <description>اخلاق هوش مصنوعی حوزه مطالعاتی نسبتاً نوظهوری در گستره اخلاق کاربردی است که متأثر از تحولات ناشی از توسعه و استقرار سیستم&amp;amp;shy;​​​​های هوش مصنوعی به بررسی پیامدها و مسایل اخلاقی و اجتماعی مرتبط با آن می‌پردازد. اگرچه برخی از این پیامدها و مسایل اخلاقی تا حدی قابل پیش​​​​​بینی بوده و امکان تحلیل‌ها و بررسی‌های اخلاقی را فراهم آورده است، اما به نظر می‌رسد با رشد و نفوذ روزافزون سیستم‌های هوش مصنوعی در تمامی ابعاد و شئون زندگی اجتماعی و فردی انسان‌ها، چالش‌های اخلاقی مبهم و پیچیده‌ای نیز در حال بروز است. این است که در حوزه مطالعاتی اخلاق هوش مصنوعی، مجموعه مسایلی که به‌​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​خوبی تثبیت‌ شده یا از جامعیت قابل قبولی برخوردار باشد، در واقع وجود ندارد. البته، تلاش‌های متعددی توسط سازمان‌های ملی و بین‌المللی در حوزه گردآوری و تدوین اصول و رهنمودهای اخلاق هوش مصنوعی در یک دهه اخیر انجام شده است. هر سند اخلاق هوش مصنوعی به​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​طور معمول، شامل دو بخش اصول اخلاقی و رهنمودهای اخلاقی است. در این سندها اصول اخلاقی، مبنای گردآوری و صورت‌بندی رهنمودهای اخلاقی است. هدف این مقاله معرفی اصول و تدوین رهنمودهای اخلاقی هوش مصنوعی با مطالعه هفت سند ملی و بین‌المللی است. بر این اساس، پنج اصل اخلاقی یکپارچه &amp;amp;laquo;فلوریدی و کولز&amp;amp;raquo; مبنای گردآوری و بررسی رهنمودهای اخلاقی هوش مصنوعی قرار گرفت. این رهنمودها در سه مرحله بررسی شد. در مرحله اول، رهنمودهای اخلاقی از اسناد مذکور استخراج و در چارچوب پنج اصل اخلاقی فهرست شدند. در مرحله دوم، رهنمودهای گردآوری​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​‌شده، یکدست‌سازی و پالایش گردیدند. در مرحله سوم، برای ارزیابی روایی یافته‌ها و دستاورد پژوهش، رهنمودهای اخلاقی پالایش‌شده ذیل اصول اخلاقی پنج‌گانه، توسط گروهی کانونی از متخصصان، نقد و بررسی شد تا فرایند اعتباربخشی به رهنمودهای اخلاقی برگزیده با دستیابی به اِجماعی نسبی میان متخصصان انجام یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش مهندسی ارزش در تامین منابع اطلاعاتی دیجیتال:نمونه‌پژوهی اعضای هیات علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_732988.html</link>
      <description>مهندسی ارزش به روش سیستماتیک بهبود ارزش محصولی که یک پروژه تولید می‌کند اشاره دارد. این روش برای تجزیه و تحلیل یک سرویس، سیستم یا محصول به منظور تعیین بهترین راه برای مدیریت عملکردهای مهم در عین کاهش هزینه استفاده می‌شود. هدف پژوهش حاضر تحلیل ارتباط میان مهندسی ارزش با تأمین منابع الکترونیکی در کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید باهنر کرمان است. روش پژوهش پیمایشی- توصیفی است. جامعه آماری عبارت است از اعضای هیات علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان که عضو کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید باهنر کرمان بودند و از منابع الکترونیکی کتابخانه به صورت مستمر استفاده می‌کردند. معیار انتخاب آنها شناسایی مطلوب منابع اطلاعاتی بود که معمولا در فرایند فراهم‌آوری منابع الکترونیکی به‌طور مستقیم و غیرمستقیم نقش داشتند. بر این اساس تعداد کل این جامعه 240 نفر تعیین شد. بر اساس جدول مورگان تعداد 140 نفر به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه محقق‌ساخته بود. برای سنجش روایی پرسشنامه از شاخص ای.وی.‌ای روش متوسط واریانس بیان‌شده استفاده شد. برای سنجش پایایی ابزار پژوهش ازمعیار روایی ترکیبی استفاده شد. ابتدا سنجش آلفای کرونباخ استفاده در تمامی موارد به‌جز شناسایی نیاز کاربران، بالای 7/0 و قابل ‌قبول به دست آمد. سپس از معیار روایی ترکیبی به‌عنوان مکملی برای بررسی پایایی استفاده شد که نتیجه مثبت بود. یافته‌ها نشان داد که تمامی متغیرهای پنهان بر روی متغیر مهندسی ارزش اثرگذارند. با توجه به مقدار این ضرایب، متغیر &amp;amp;laquo;تأمین منابع الکترونیکی باکیفیت&amp;amp;raquo; بیشترین اثر و متغیر &amp;amp;laquo;تهیه منابع الکترونیکی بیشتر با هزینه کمتر&amp;amp;raquo; ، کمترین اثر را بر مهندسی ارزش‌دارند. همچنین جهت بررسی معنادار بودن رابطه بین متغیرها از آماره آزمون t-value استفاده شد و با بررسی رابطة معناداری در سطح خطای 05/0، این رابطه در تمامی مولفه‌ها به مستقیم تعیین و بنابراین فرضیه‌های پژوهش تایید شد. نتایج حاکی از آن بود که مهندسی ارزش سبب صرفه‌جویی در هزینه‌های تأمین منابع الکترونیکی شده و می‌تواند منابع الکترونیکی بیشتری را برای کاربران تهیه کند. همچنین باعث سرعت عمل در انتخاب منابع الکترونیکی، افزایش تولیدات علمی، افزایش اختراعات، افزایش خلاقیت و نوآوری و همچنین باعث اعتماد در استفاده از منابع الکترونیکی می‌شود. علاوه بر آن نتایج نشان داد که مهندسی ارزش سبب تسریع فراهم‌سازی منابع علمی و مورد نیاز از منابع الکترونیکی و نیز سبب رضایتمندی کاربران در استفاده از منابع الکترونیکی می‌شود. همچنین مشخص شد که تأمین منابع در زمان کوتاه‌تر صورت می‌گیرد. ورود فناوری‌های اطلاعاتی ارتباطی وابزارهای تأمین منابع کتابخانه‌ای نظیر پایگاه‌های اطلاعاتی کتابشناختی، فهرست آنلاین ناشران و وبگاه‌های اطلاعاتی تا حد خوبی چالش زمانی را برطرف کرده‌اند؛ اما ازآنجایی‌که منابع الکترونیکی از شاخص روزآمدی برخوردارند، مهندسی ارزش این قابلیت رادارد تا صرفه‌جویی زمان درتأمین منابع را فراهم سازد. این بدان معناست که می‌تواند کوتاه‌ترین و موثرترین روش در فراهم‌آوری منابع الکترونیکی باشد. با توجه به یافته‌های پژوهش می‌توان به این نتیجه رسیدکه تأمین منابع الکترونیکی باکیفیت بیشترین ارتباط را با مهندسی ارزش دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>موانع، قابلیت‌ها و پیامدهای هوشمندسازی زنجیرة‌ تأمین در صنعت ایران</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_729931.html</link>
      <description>صنعت 0/4 با بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته مانند اینترنت اشیا، هوش مصنوعی، تحلیل داده‌ها، رباتیک، حسگرها، و شبکه‌های هوشمند امکانات جدیدی برای کسب‌وکارها ایجاد کرده‌ است که فرایندهای تولیدی و عملیاتی را به‌صورت خودکار و بدون ‌نیاز به دخالت انسان بهبود می‌بخشند. هوشمندسازی زنجیره ‌تأمین شرکت‌های تولیدی و خدماتی ایران می‌تواند بسیار تحول‌آفرین و در عین ‌حال چالش‌برانگیز باشد. شرکت‌های ایرانی با پیشرفت روزافزون فناوری، همواره به‌دنبال بهبود فرایندهای زنجیره‌ تأمین خود بوده‌اند، اما به‌دلیل برخی موانع با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند. پژوهش حاضر با هدف یافتن موانع، قابلیت‌ها و پیامدهای به‌کارگیری زنجیره تأمین هوشمند در صنایع ایران انجام می‌شود. پژوهش حاضر دارای جهت‌گیری توسعه‌ای و کاربردی و از نظر روش‌شناسی، کیفی است که با استفاده از راهبرد نظریه داده‌بنیاد انجام شده ‌است. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته است و نمونه‌برداری از خبرگان به‌روش غیراحتمالی و از نوع هدفدار یا نظری انجام شد و تا دستیابی ‌به معیار &amp;amp;laquo;کفایت نظری&amp;amp;raquo; در مجموع، با 11 نفر از مدیران صنایع پیشرو در هوشمندسازی مصاحبه گردید. برای اعتبارسنجی، از دو روش بازبینی مشارکت‌کنندگان و مرور خبرگان غیرشرکت‌کننده در پژوهش بهره‌گیری، و پس‌ از دریافت نظرات اصلاحی، الگوی نهایی ارائه شد. برای پیاده‌سازی نظریه داده‌بنیاد از نرم‌افزار MAXQDA استفاده گردید. 372 کد باز اولیه، 81 مفهوم را تشکیل داده و در 20 مقوله دسته‌بندی شدند. الزامات نرم‌افزاری، سخت‌افزاری و محیطی و سازمانی، شرایط علّی برای کارخانه هوشمند (مقوله‌محوری) هستند. شفافیت، بهینه‌سازی، کارایی هزینه‌ها، چابکی زنجیره تأمین و یکپارچه‌سازی راهبردهایی هستند که از مقوله‌محوری منتج می‌شوند. عدم ‌اطمینان، گستردگی روابط و انفجار داده‌ها شرایط خاص تأثیرگذار و موانع زیرساختی، فناوری و فنی، مسایل حفاظتی، موانع مالی و اقتصادی، موانع سازمانی و مدیریتی، موانع فرهنگی و موانع محیطی شرایط زمینه‌ای عمومی هستند که بر راهبردها تأثیر می‌گذارند. پیامدهای درون‌زنجیره‌ای، پیامدهای محیطی و پیامدهای مالی خروجی‌های حاصل ‌از به‌کارگیری راهبردها هستند. برای دیجیتال‌سازی زنجیره تأمین، سازمان‌ها به زیرساخت‌های فناوری اطلاعات قوی و مقیاس‌پذیر نیاز دارند. این زیرساخت‌ها شامل سرورها، شبکه‌ها، سیستم‌های ذخیره‌سازی داده و سیستم‌های ابری هستند که بتوانند حجم بالای داده‌ها را پردازش کنند. وجود امنیت بالا برای حفاظت ‌از اطلاعات حساس و جلوگیری ‌از تهدیدات سایبری ضروری است. نیروی انسانی متخصص باید در یک فرهنگ سازمانی کار کند که پذیرای نوآوری و تغییرات دیجیتال باشد. نیروی انسانی باید به‌طور مستمر در زمینه‌های مختلف تکنولوژی‌های جدید آموزش دیده و توانمندی‌های خود را به‌روز کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نظام‌مند مطالعات شخصی‌سازی خدمات در کتابخانه‌های دیجیتال: روندها، چالش‌ها و چشم‌انداز</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_732986.html</link>
      <description>ارائه خدمات در کتابخانه‌های دیجیتال باید متناسب با علایق، نیازها و بازخوردهای کاربران باشد. در این میان، شخصی‌سازی خدمات نقش مهمی در ارتقای رضایت کاربران و بهره‌برداری بهینه از ظرفیت‌های کتابخانه‌های دیجیتال ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نظام‌مند مطالعات مرتبط با شخصی‌سازی خدمات در کتابخانه‌های دیجیتال، به روش مرور نظام‌مند و با بهره‌گیری از چارچوب کیچنهایم و چارترز (2007) انجام شده است. در این راستا، ۶۷ منبع شامل مقالات علمی، کنفرانسی و پایان‌نامه‌ها تحلیل شدند.یافته‌ها نشان دادند که مطالعات این حوزه در سه بعد اصلی شامل &amp;amp;laquo;کاربرمحور بودن خدمات&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;انواع شخصی‌سازی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تکنیک‌ها و فناوری‌های کاربردی&amp;amp;raquo; و در مجموع ۱۹ مقوله فرعی قابل طبقه‌بندی‌اند. بیشترین تمرکز پژوهش‌ها بر &amp;amp;laquo;نظام‌های توصیه‌گر&amp;amp;raquo; بوده است. همچنین، روش‌های مروری و تجربی بیشترین سهم را در میان روش‌های پژوهشی داشته‌اند. تحلیل روند تحول پژوهش‌ها نشان می‌دهد که کتابخانه‌های دیجیتال از مراحل اولیه دیجیتالی‌سازی تا بهره‌گیری از هوش مصنوعی و توسعه شخصی‌سازی هوشمند پیش رفته‌اند. نتایج این مطالعه بیانگر آن است که با وجود پیشرفت‌های قابل توجه، همچنان نیاز به پژوهش‌های نوآورانه و متنوع در زمینه شخصی‌سازی خدمات در کتابخانه‌های دیجیتال وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استفاده مسئولانه از ابزارهای هوش مصنوعی در نگارش و ارزیابی علمی؛ کاربست‌های اخلاقاً مجاز و غیرمجاز</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_734318.html</link>
      <description>گسترش روزافزون کاربست‌های هوش مصنوعی در فعالیت‌های علمی، برخی کنشگران این حوزه به ویژه ناشران و دانشگاه‌ها را بر آن داشته تا به تنظیم‌گری و هنجارمند کردن این کاربست‌ها بپردازند تا در کنار بهره‌گیری از این فناوری، پیامدهای نامطلوب آن را کنترل کنند. ناشران،‌ انجمن‌ها و دانشگاه‌های زیادی به تدوین و ارائه سیاست‌هایی برای این تنظیم‌گری پرداخته‌اند. با این ‌حال، در ایران هنوز نهادهای سیاست‌گذار در سپهر پژوهش و همچنین مؤسسات آموزشی-پژوهشی به این مسئله توجه کافی نکرده‌اند. در این پژوهش کوشش می‌شود با مطالعه رویکردها و مواضع مهم‌ترین ناشران، انجمن‌های حوزه اخلاق انتشار، و همچنین دانشگاه‌های طراز اول جهان، مجموعه‌ رهنمودهایی که کاربست‌های مجاز و غیرمجاز هوش مصنوعی در نگارش و ارزیابی علمی را مشخص می‌کنند، ارائه شود. ازنظر روش‌شناختی، رسیدن به این مجموعه از رهنمودها متشکل از چهار گامِ گردآوری داده تا نقطه اشباع، دسته‌بندی سیاست‌ها، تدوین و توجیه رهنمودها، و بررسی و تعدیل رهنمودها در یک گروه کانونی متشکل از متخصصان مرتبط بوده است. یافته اصلی مقاله مجموعه‌ای از رهنمودها برای سه کنشگر اصلی نگارش و ارزیابی علمی، یعنی مؤلفان، داوران و سردبیران خواهد بود.&amp;amp;nbsp; </description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی چارچوب مدیریت دانش مبتنی بر هوش مصنوعی در سازمان های پیچیده (مطالعه موردی: سازمان تأمین اجتماعی)</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_732957.html</link>
      <description>مدیریت دانش فرآیندی است که در آن دانش‌های موجود در سازمان شناسایی، جمع‌آوری، سازمان‌دهی، ذخیره‌سازی و در نهایت به اشتراک گذاشته می‌شوند تا به بهبود فرآیندهای تصمیم‌گیری، افزایش بهره‌وری و ارتقای نوآوری کمک کند و به‌عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در عصر اطلاعات، از اهمیت بسیاری در بهبود عملکرد سازمان‌ها برخوردار است. یکی از ارکان کلیدی برای توسعه و پیشرفت مدیریت دانش، هوش مصنوعی است که تاکنون در بسیاری از موارد مورد توجه کافی از سوی دست‌اندرکاران و نظریه‌پردازان مدیریت دانش قرار نگرفته است. با توجه به پیچیدگی‌های سازمان‌های بزرگ و چندلایه مانند سازمان تأمین اجتماعی، مدیریت دانش نمی‌تواند تنها بر پایه رویکردهای سنتی پیش برود. ورود فناوری هوش مصنوعی به حوزه مدیریت دانش تأثیرات قابل‌توجهی همچون افزایش کارایی و بهبود فرآیندهای سازمانی داشته است. پژوهش حاضر، با هدف طراحی چارچوب مدیریت دانش مبتنی بر هوش مصنوعی در سازمان‌های پیچیده انجام شده است. روش پژوهش کیفی و از رویکرد نظریه داده‌بنیاد استفاده کرده است. جامعه آماری پژوهش مدیران و کارشناسان فناوری اطلاعات سازمان تأمین اجتماعی کشور بوده است. داده‌ها بر اساس مصاحبه نیمه‌ ساختاریافته با 27 نفر از خبرگان حوزه مدیریت دانش و حوزه فناوری اطلاعات دانشگاهی و اجرایی و با رسیدن به اشباع نظری، جمع‌آوری شده است. نمونه‌گیری به‌ روش گلوله برفی و هدفمند انجام شد. تحلیل داده‌ها به شناسایی 21 مؤلفه تأثیرگذار در قالب مقوله‌های شرایط علّی و زمینه‌ای، مداخله‌گرها و راهبردها و پیامدهای مدیریت دانش مبتنی بر هوش مصنوعی منتهی شد. روایی و پایایی به روش لینکلن و گوبا (1985) ارزیابی و مورد تأیید قرار گرفت. یافته‌های پژوهش، بر مفهوم هوشمندسازی مدیریت دانش، به‌عنوان پدیده محوری مدل تمرکز دارد. در چارچوب طراحی‌شده پژوهش، شرایط علّی با کشف شش مؤلفه: نیاز به روزآمدبودن سازمان، تبدیل دانش خام به دانش قابل اجرا، پاسخ به تقاضاهای کارکنان، کاهش هزینه‌ و جلوگیری از زیان، ناکارامدی وضع موجود و مشتری‌مداری؛ شرایط زمینه‌ای با چهار مؤلفه: فراهم‌بودن زیرساخت‌های لازم، سرمایه‌گذاری استراتژیک، تعالی سیستم داخلی و بهبود مدیریت سازمان؛ شرایط مداخله‌گر با دو مؤلفه: عوامل برون‌سازمانی و عوامل درون‌سازمانی؛ راهبردها با پنج مؤلفه: پیاده‌سازی مدیریت ارتباط با مشتری، اجرای مدیریت استراتژیک، ایجاد انگیزش در افزایش مشارکت کارکنان و برون‌سپاری خدمات فناورانه؛ و پیامدها با چهار مؤلفه: رشد پایدار سازمان، بهبود تصویر سازمانی، رضایت ارباب رجوع (مشتری) و بقای سازمان مشخص شده است. درنتیجه، کاربرد چنین چارچوبی به مدیران سازمان تأمین اجتماعی کشور کمک می‌کند بر چالش‌های موجود مدیریت دانش خود غلبه نموده و موجبات بهبود تصویر سازمان و رضایت ارباب رجوع را تأمین نمایند و به اهداف رشد سازمان و درنهایت بقای سازمان دست پیدا کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی کاربردپذیری سیستم اطلاعات بیمارستانی بیمارستان کودکان با استفاده از مدل &amp;laquo;پوردو&amp;raquo;</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_733160.html</link>
      <description>امروزه، با افزایش به‌کارگیری فناوری اطلاعات در ثبت مستندات بیماران در مراکز بهداشتی، سیستم‌های اطلاعات بیمارستانی نقش مهمی در این مراکز ایفا می‌کنند.کاربردپذیری معیار مهمی در طراحی رابط کاربری سیستم‌های اطلاعات بیمارستانی بوده و ارزیابی مداوم آن مشکلات این سیستم‌ها را به‌درستی شناسایی کرده و سبب توسعه بهینه آن می‌شود. در پژوهش حاضر ارزیابی کاربردپذیری رابط‌ کاربری سیستم‌های اطلاعات بیمارستانی از دیدگاه کاربران با استفاده از مدل کاربردپذیری &amp;amp;laquo;پوردو&amp;amp;raquo; انجام شد. این پژوهش کمّی بوده و به‌روش پیمایشی انجام شده است. ابزار پژوهش پرسشنامه آزمون کاربردپذیری &amp;amp;laquo;پوردو&amp;amp;raquo; است. جامعه پژوهش کاربران سیستم اطلاعاتی بیمارستان کودکان بندرعباس بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری آسان انتخاب شدند. 169 نفر شامل کارمندان و پرستاران برای مشارکت در این پژوهش انتخاب شدند و پرسشنامه‌ها جهت نظرسنجی در اختیار آنها قرار گرفت. پس از جمع‌آوری پرسشنامه‌ها تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در نرم‌افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته‌ها نشان داد که تفاوت معناداری بین هر یک از ابعاد هشتگانه &amp;amp;laquo;پوردو&amp;amp;raquo; به‌صورت جداگانه در هر یک از بخش‌ها وجود دارد. میانگین نمره کاربردپذیری در حیطه انعطاف‌پذیری تفاوت معنادار نداشت. میانگین نمره راهنمای کاربر کمتر از حد متوسط، میانگین سایر حیطه‌ها و کاربردپذیری به‌طور کلی، بیشتر از حد متوسط بود. در پژوهش حاضر میانگین کاربردپذیری در کل حیطه‌ها بیشتر از حد متوسط گزارش شده و در نتیجه می‌توان گفت که سیستم مورد بررسی در این پژوهش از کاربردپذیری مناسبی برخوردار بوده و رضایت کاربران را در هنگام کار با آن به‌خوبی به خود جلب کرده است. اما با این حال، در برخی حیطه‌ها همچون راهنمای کاربر و انعطاف‌پذیری نمره کمی گرفته و نیاز به توسعه سیستم با در نظر گرفتن این ابعاد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت‌بندی معیارهای ارزیابی پژوهشی دانشگاه‌ها با رویکرد ترکیبی کریتیک و رگرسیون لجستیک ترتیبی: مطالعه‌ای مبتنی بر داده‌های واقعی</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_732408.html</link>
      <description>در سال های اخیر، ارزیابی و رتبه بندی دانشگاه ها به یکی از دغدغه های اصلی نهادهای آموزش عالی و سیاست گذاران تبدیل شده است. در این میان، معیارهای پژوهشی نقش مهمی در تعیین جایگاه علمی دانشگاه ها ایفا می‌کنند. بااین حال، یکی از چالش های اساسی در این زمینه، تشخیص اهمیت نسبی معیارهای پژوهشی و مدل سازی دقیق رابطه آن‌ ها با رتبه دانشگاه ها است. بسیاری از پژوهش ها به استفاده از روش های آماری کلاسیک یا تصمیم گیری چندمعیاره پرداخته اند، اما اغلب فاقد تلفیق دقیق بین وزن دهی عینی معیارها و تحلیل تأثیر آن ها بر سطوح رتبه ای هستند.در این پژوهش، با بهره گیری از رویکردی ترکیبی و تحلیل داده های واقعی مربوط به عملکرد پژوهشی دانشگاه های ایران، گامی در جهت پاسخ به کمبودهای موجود در تلفیق دقیق وزن دهی و تحلیل اثر معیارها برداشته شده است.در گام نخست، از روش &amp;amp;laquo;کریتیک&amp;amp;raquo; به‌عنوان یک تکنیک عینی و داده محور برای تعیین وزن معیارها استفاده شده است؛ این روش با درنظر گرفتن هم زمان پراکندگی و هم بستگی معیارها، اهمیت نسبی آن ها را بدون دخالت قضاوت ذهنی مشخص می‌سازد. در ادامه، وزن های به دست‌آمده در مدل &amp;amp;laquo;رگرسیون لجستیک ترتیبی&amp;amp;raquo; به کار گرفته شده اند تا تأثیر هر معیار بر احتمال قرارگیری دانشگاه ها در سطوح مختلف رتبه ای بررسی شود. نوآوری اصلی پژوهش حاضر در ترکیب ساخت‌ یافته دو روش مکمل و تمرکز بر تحلیل ضرایب مدل رگرسیون لجستیک ترتیبی نهفته است که برخلاف برخی رویکردهای سطحی، تصویری دقیق تر از نقش هر معیار ارائه می‌دهد. نتایج نشان می‌دهد که برخی از معیارها برخلاف انتظار دارای تأثیر معناداری بر ارتقاء رتبه دانشگاه ها نیستند، در حالی که معیارهایی خاص تأثیر چشمگیری دارند.یافته های پژوهش می‌تواند در طراحی سیاست های پژوهشی، بهینه‌سازی بودجه تحقیقاتی، و برنامه‌ریزی برای ارتقای جایگاه علمی دانشگاه ها مورد استفاده مدیران و تصمیم‌گیران آموزش عالی قرار گیرد. این چارچوب قابل تعمیم به سایر نظام های رتبه‌بندی داخلی و بین‌المللی نیز هست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش کیفیت و اعتبار اطلاعات دهان‌به‌دهان الکترونیک در شکل‌گیری تمایل به خرید: اثرات میانجی مفید بودن و پذیرش اطلاعات</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_734319.html</link>
      <description>امروزه رسانه‌های اجتماعی به‌دلیل سرعت و سهولت در انتشار اطلاعات و نیز حضور گسترده و به‌موقع در همه‌جا، به یکی از بهترین ابزارها برای بازاریابان و مدیران فروش در معرفی محصولات و خدمات تبدیل شده است؛ چراکه سرعت و سهولت انتشار اطلاعات باعث شده مشتریان در کمترین زمان با انبوهی از اطلاعات و پیشنهاد‌ها روبه‌رو شوند. با اینکه این روند می‌تواند رقابت را برای شرکت‌ها در این حوزه دشوارتر ‌کرده و بازخورد تبلیغات آنها را نسبت به روش‌های سنتی کاهش دهد. اما گسترش فناوری‌های اینترنتی و رشد شبکه‌های اجتماعی باعث شده است که ارتباطات دهان‌به‌دهان الکترونیک به یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازاریابی و تأثیرگذاری بر رفتار خرید مصرف‌کنندگان تبدیل شود. هدف از این پژوهش، مطالعه و بررسی عواملی است که می‌تواند در انتشار اطلاعات دهان‌به‌دهان الکترونیک و پذیرش این اطلاعات از سوی کاربران مؤثر بوده و سرانجام ممکن است منجربه تمایل به خرید کاربران گردد. در این تحقیق، افزون‌بر بررسی ماهیت اطلاعات دهان‌به‌دهان الکترونیک و تأثیر آن بر تمایل به خرید، تأثیر ویژگی‌های کاربران نیز بر تمایل به خرید مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. بدین‌منظور ارتباط بین سه مؤلفه مربوط به ماهیت اطلاعات دهان‌به‌دهان الکترونیک یعنی کیفیت، اعتبار و جذابیت اطلاعات و دو مؤلفه مربوط به ویژگی‌های کاربران یعنی نیاز به اطلاعات و نگرش نسبت به اطلاعات -به‌عنوان متغیرهای مستقل و به‌صورت غیرمستقیم- بر تمایل به خرید بررسی شد. اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه و از میان&amp;amp;nbsp;۳۹۰ نفر از کاربرانی که قصد خرید آنلاین داشتند، جمع‌آوری شد. داده‌های به‌دست‌آمده با استفاده از روش معادلات ساختاری (SEM) به‌منظور بررسی تأثیر متغیرهای پژوهش بر تمایل به خرید کاربران تحلیل گردید. نتایج نشان داد که متغیرهای کیفیت و اعتبار اطلاعات و نگرش کاربران نسبت به اطلاعات به‌عنوان عوامل کلیدی تأثیرگذار بر تمایل به خرید آنلاین هستند. همچنین، مفید بودن و پذیرش اطلاعات نقش میانجی مهمی در این فرایند ایفا می‌کنند؛ بدین‌معنا که هرچه اطلاعات ارائه‌شده از نگاه کاربران مفیدتر و قابل ‌پذیرش‌تر باشد، احتمال تبدیل آن به رفتار خرید افزایش می‌یابد.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها نشان می‌دهد که کاربران در فرایند تصمیم‌گیری برای خرید، اعتماد بیشتری به اطلاعات غیررسمی و تجربیات سایر مصرف‌کنندگان دارند. همچنین، نظرات مثبت و معتبر می‌تواند موجب بهبود تصویر برند و تقویت تمایل به خرید شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی همخوانی فرانمای تولید داده‌های ساختارمند برای توصیف حوزه نشر بر اساس هستی‌شناسی‌های اسپار</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_716610.html</link>
      <description>هدف: : در سال‌های اخیر، فرانمای تولید داده‌های ساختارمند به‌عنوان یک استاندارد فراداده‌ای، برای انتشار داده‌های ساختارمند به‌کاررفته است. بااین‌حال، به دلیل ماهیت پویا و نیازهای متنوع حوزه‌های مختلف از جمله حوزه نشر، این استاندارد به‌منظور پوشش کامل بافت نشر، نیازمند گسترش و غنی‌سازی است. یکی از راه‌های مهم برای غنی‌سازی فرانما، ایجاد نگاشت (جدول تطبیقی) بین آن و سایر استانداردهای فراداده‌ای در حوزه نشر از جمله هستی‌شناسی اسپار است که به‌طور تخصصی برای پوشش کامل این حوزه طراحی شده‌اند. این نگاشت، با مشخص کردن نواقص فرانما برای کاربردپذیری در حوزه نشر، پیش‌نیاز پیشنهاد گسترش‌هایی به واژگان فرانما به‌منظور کاربردپذیری بیشتر آن در حوزه نشر است. از این رو، هدف پژوهش، بررسی همخوانی فرانمای تولید داده‌های ساختارمند با حوزه نشر براساس هستی‌شناسی اسپار است.روش: روش پژوهش، تحلیل محتوا است. براساس روش، &amp;amp;laquo;واحدهای ثبت&amp;amp;raquo; بررسی‌شده، صفات موجودیت‌های فرانمای تولید داده‌های ساختارمند و واحدهای معنا، کلاس‌ها و صفات موجود در هستی‌شناسی‌های اسپار هستند. جامعه‌پژوهش را موجودیت‌ها و صفات فرانمای تولید داده‌های ساختارمند تشکیل می‌دهد. کلاس‌ها و صفات هستی‌شناسی‌های اسپار با تمامی موجودیت‌ها و صفات فرانمای تولید داده‌های ساختارمند مورد تطابق قرارگرفته و عناصر متناظر و آن‌هایی که متناظر نداشتند، تعیین گردیدند. به‌منظور بررسی میزان همخوانی کلاس‌ها و صفات هستی‌شناسی‌های اسپار با موجودیت‌ها و صفات فرانمای تولید داده‌های ساختارمند، ابزار سیاهه‌ وارسی به‌عنوان ابزار گردآوری داده‌ها استفاده شد. روش گردآوری داده‌ها مشاهده ساختارمند توسط تیم پژوهشی بود.یافته‌ها: هرچند دامنه و اهداف فرانمای تولید داده‌های ساختارمند و هستی‌شناسی‌های اسپار متفاوت است، و عدم تطبیق زیادی میان واژگان این دو مشاهده شده است، با این حال، پتانسیل‌هایی برای میان‌کنش‌پذیری بالقوه میان آن‌ها وجود دارد. ازآنجاکه هستی‌شناسی‌های اسپار به‌طور خاص برای پاسخگویی به نیازهای خاص صنعت نشر طراحی‌شده و مجموعه‌ای جامع‌تر و تخصصی‌تر از هستی‌شناسی‌ها را برای توصیف منابع انتشارات علمی و تمام جنبه‌های فرآیند انتشار ارائه می‌دهند و از سوی دیگر، فرانمای تولید داده‌های ساختارمند در حوزه‌ نشر به جامعیت هستی‌شناسی‌های اسپار نیست بنابراین می‌توان برای غنی‌سازی و افزایش کاربردپذیری فرانمای تولید داده‌های ساختارمند در حوزه نشر از این هستی‌شناسی‌ها بهره‌بردای نمود. چرا که هرکدام از این هستی‌شناسی‌هاکه به طور خاص برای صنعت نشر طراحی شده و هرکدام روی یکی از جنبه‌های مختلف فرآیند نشر تمرکز دارند، بهره‌برداری نمود..نتیجه‌گیری: بررسی همخوانی فرانمای تولید داده‌های ساختارمند در حوزه نشر بر اساس هستی‌شناسی‌های اسپار در چشم‌انداز نشر دیجیتالی معنایی می‌تواند موجب بهبود تطبیق میان داده‌ها و هستی‌شناسی‌ها و درنتیجه تسهیل یکپارچگی و قابلیت میان‌کنش‌پذیری و ثبات داده‌های مرتبط در حوزه‌ نشر شود. این اقدام بهبود کیفیت، دقت و قابلیت اطمینان در انتشار محتوا و داده‌های معنایی را به همراه دارد و به افراد و سازمان‌های انتشاراتی کمک می‌کند تا به‌صورت مؤثرتر و کارآمدتر در بازار رقابتی عمل کنند. همچنین برای تبادل یکپارچه داده‌ها و اطمینان از قابلیت میان‌کنش‌پذیری معنایی در پلتفرم‌های مختلف انتشار و بهبود قابلیت جستجو و کشف محتوا در وب بسیار مهم است و رضایت کاربران را ارتقاء می‌دهد. درنهایت، به تلاش‌های استانداردسازی در جامعه‌ وب معنایی کمک کرده و تضمین می‌کند که شیوه‌های انتشار معنایی با بهترین شیوه‌ها و استانداردهای صنعتِ در حال تکامل، همسو هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مفهومی ابعاد و دلالت&amp;lrm;های اخلاق داده در سیاست&amp;lrm;گذاری داده&amp;rlm;&amp;lrm;ها</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_732224.html</link>
      <description>در این مقاله سعی شده دلالت‌های حوزۀ مطالعاتی اخلاق داده برای سیاست‌گذاری داده&amp;amp;lrm;ها بررسی شود. در این بررسی از روش تحلیل مفهومی از نوع ساختاری با رویکرد دلالت&amp;amp;lrm;پژوهی استفاده شد. برای انجام این کار ابتدا، به معرفی این حوزه و سپس، به تفاوت حوزۀ اخلاق داده و حوزۀ اخلاق علم داده پرداخته شده و استدلال شده که نسبت آنها با هم عموم و خصوص من&amp;amp;lrm;وجه است؛ زیرا اخلاق علم داده به‌طور عام به مسئلۀ پردازش اخلاقی داده&amp;amp;lrm;ها توسط متخصصان نرم&amp;amp;lrm;افزار تمرکز دارد؛ در حالی&amp;amp;lrm; که اخلاق&amp;amp;lrm; داده به تولید یا گردآوری، ذخیره&amp;amp;lrm;سازی، بهینه&amp;amp;lrm;سازی، توزیع، و به&amp;amp;lrm;اشتراک&amp;amp;lrm;گذاری و استفاده از داده&amp;amp;lrm;ها توسط شرکت&amp;amp;lrm;ها متمرکز است. در ادامه، به تفاوت این حوزه با حوزه اخلاق کلان&amp;amp;lrm;داده اشاره شده و پس از مرور برخی پژوهش&amp;amp;lrm;های حوزۀ اخلاق داده، دلالت&amp;amp;lrm;های حوزۀ اخلاق داده برای سیاست‌گذاری داده&amp;amp;lrm;ها در شش بُعدِ اقتصاد داده، گردآوری و خلق داده، مالکیت داده، داده&amp;amp;lrm;های باز، کیفیت داده، و حفاظت داده ارائه شده است. یافته&amp;amp;lrm;ها نشان می‌دهد که اخلاق داده، فراتر از مباحث رایج در اخلاق علم داده یا اخلاق کلان‌داده، دارای مجموعه‌ای از دلالت‌های بنیادین برای سیاست‌گذاری داده است که در غیاب آنها، زمینه برای سوگیری‌های ساختاری، بی‌عدالتی داده‌ای و بهره‌کشی شرکتی از کاربران فراهم می‌شود. از جمله این دلالت‌ها اینکه اقتصاد داده، کاربران را به کارگران دانشیِ بی‌مزد بدل کرده و داده‌های آنان را به منبع ارزش تجاری، ابزار تحکیم قدرت و سازوکاری برای جهت‌دهی رفتار مصرف‌کنندگان تبدیل می‌کند. تحلیل مفهومی متون نشان می‌دهد که گردآوری و خلق داده هیچ‌گاه خنثی نیست و همیشه تحت تأثیر مفروضات هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی، روش‌شناختی و ساختارهای قدرت انجام می‌شود و ازاین‌‌رو، داده خام بی‌سوگیری یا &amp;amp;laquo;واقعیتِ بدون تفسیر&amp;amp;raquo; وجود ندارد. در حوزه مالکیت داده نیز روشن می‌شود که تمایز میان استفاده، کنترل، و دسترسی پیامدهای متفاوتی برای حقوق افراد دارد و بسیاری از الگوهای رایج مالکیت، در عمل به نفع تولیدکنندگان داده و نه صاحبان بالقوه آن عمل می‌کنند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که داده‌های باز تنها زمانی به شفافیت و امکان سنجش عمومی می‌انجامند که عدالت اطلاعاتی، توان تحلیل، و دسترسی برابر تضمین شده باشد و در غیر این صورت، به ابزاری برای تقویت انحصار نخبگان فناور تبدیل می‌شود. در بُعد کیفیت داده نیز آشکار شد که کامل ‌بودن، سازگاری، به‌هنگام ‌بودن و به‌ویژه &amp;amp;laquo;ربط&amp;amp;raquo;، نقش اساسی در جلوگیری از تصمیمات مغشوش و خطاهای سیاستی مبتنی‌بر داده دارند. افزون‌بر این، تحلیل یافته‌ها نشان می‌دهد که حفاظت داده اعم از جلوگیری از دسترسی نامجاز، صیانت از داده در برابر استفاده‌های ثانویة پیش‌بینی‌نشده، و کنترل انتقال ریسک از سازمان‌ها به کاربران، پیش‌نیازی بنیادین برای اعتماد عمومی و کاهش سوء استفاده‌های شرکت‌ها و دولت‌هاست. سرانجام، پژوهش نشان می‌دهد که برخی اسناد و منشورهای اخلاقی سازمانی، بیشتر کارکردی نمایشی داشته و می‌توانند پوششی برای تداوم رفتارهای ضد اخلاقی باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی نظام رتبه‌بندی ISC از منظر بهره‌وری بر اساس تحلیل پوششی داده‌ها</title>
      <link>https://jipm.irandoc.ac.ir/article_734321.html</link>
      <description>ارتقای بهره‌وری یکی از مهم‌ترین اهداف نظام آموزش عالی و دانشگاه‌هاست. نظام‌های رتبه‌بندی دانشگاه‌ها نقش قابل توجهی در هدایت عملکرد دانشگاه‌ها دارند. در حال حاضر، نظام رتبه‌بندی مؤسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام (ISC) تنها نظام رتبه‌بندی دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی کشور است. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان تطبیق این نظام رتبه‌بندی با معیارهای بهره‌وری در دانشگاه‌هاست. بدین‌منظور در پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل پوششی داده‌ها، بهره‌وری ۶۹ دانشگاه جامع دولتی کشوراندازه گیری شده و بر اساس میزان بهره‌وری، رتبه‌بندی و نتایج آن با رتبه‌بندی مؤسسه ISC مقایسه می‌شود.&amp;amp;nbsp; نتایج حاصل از گروه‌بندی دانشگاه&amp;amp;shy;ها حاکی از آن است که در گروه اول، دانشگاه‌های بزرگ و پرجمعیت مانند پیام نور و فنی و حرفه‌ای، به‌رغم جایگاه بالا در ISC، به‌لحاظ بهره‌وری در رتبه بالا نیستند. در گروه دوم و سوم، دانشگاه‌های کوچک‌تر با تعداد دانشجوی کمتر توانستند جایگاه بهتری کسب کنند. به‌طور کلی، از بین 69 دانشگاه جامع دولتی کشور به‌ترتیب، دانشگاه‌های شیراز، فردوسی مشهد، تربیت مدرس، تهران و تبریز رتبه‌های 1 تا 5 و دانشگاه‌های آیت‌الله‌العظمی بروجردی، بزرگمهر قائنات، علوم و فنون دریایی خرمشهر، مجتمع آموزش عالی سراوان و دانشکده علوم انسانی و هنر حضرت معصومه (س) رتبه‌های 65 تا 69 را به خود اختصاص دادند. آزمون ویلکاکسون نشان داد که این دو نوع رتبه‌بندی بر هم منطبق نیستند. به‌گفته ‌دیگر، معیارهای رتبه‌بندی ISC با شاخص‌های بهره‌وری دانشگاه‌های جامع دولتی همراستا نیست و این رتبه‌بندی نمی‌تواند انگیزه لازم برای بهبود بهره‌وری در دانشگاه‌ها را ایجاد کند. افزایش تعداد و وزن شاخص‌های بهره‌وری در رتبه‌بندی ISC می‌تواند به کاهش فاصله این دو نوع رتبه‌بندی و ایجاد انگیزه بیشتر برای بهبود بهره‌وری در دانشگاه‌ها کمک کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
